أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
289
قانون ( فارسى )
با شراب تناول شود علاج درد گرده و دشوارى شاشيدن است . يك درخمى كرويا با پوست بيخ دهمست علاج سنگ است . دودش بچه را در زهدان مىكشد . زهرها : پادزهر نيش كژدم و حشرات ديگر است . جانشين : به جاى او اسپند يا گورگياه به كار مىبرند . قصب ( نى ) : نى انواع دارد : 1 - نى تودار كه تير از آن سازند . 2 - نى ماده كه زبانهء نايهاى نواختنى مىشود . 3 - نى ستبر و بندبند كه قلم مىگردد . 4 - نى ستبر و توخالى كه در كنار جويبارها مىرويد . 5 - نى شورهزارى كه باريك و سفيد است و اكثريت مردم بيخ آن را مىشناسند . 6 - نى بسيار باريك توخالى كه از آن حصير سازند . 7 - نى بسيار ستبر و دراز و ديرشكن كه از هند آورند و نيزه مىكنند . ( خيزران ) مزاج : بسيار سرد و خاكسترش گرم است . خاصيت : برگ و ريشهاش كمى زداينده است . ضمادش خار و پيكان بركشد . و تكههاى نى و بقاياى تير را از ژرفاى گوشت بيرون آرد . آرايش : پوست و ريشهء نى داروى داء الثعلب است . و پليدى را مىزدايد . بيخ نى با پياز دشتى پيكان را جذب مىكند . ورم و جوش : برگ سبزش بر باد سرخ و ورم گرم گذارند مفيد است . مفاصل : پيچش عصب را چاره است . سر : گلش در گوش افتد كرى همراه دارد و در برون آمدن سرسختى مىكند . سوختهء نى سعفه و قوباى سر را علاج كند . اندامان راننده : بول و حيض را ريزش دهد . زهرها : پادزهر نيش كژدم است . قصب الذريره ( نى نهاوندى ) : نوعى نى است كه در هندوستان رويد . گزينش : خوبش آن است كه به رنگ ياقوتى باشد و بندهايش كمفاصله و چون بشكنى چندين پارچه مىشود . لولهاش پر از مادهاى مايل به سفيدى و شبيه تار تارتنك است . لزج است و اگر بخايند مزهء گيرنده و مايل به تندى مىدهد . سائيدهاش بوى خوش دارد و زرد مايل به سفيد است . مزاج : تا دوم گرم و خشك است . خاصيت : لطافتبخش ، كمى گيرنده و تند است ، در گوهرش مادهء خاكى و هوايى به حالت معتدل بهم آميختهاند . گرايش به خشكى دارد و همچون ادويه ديكافزار گوهر لطيف دارد . آرايش : بدرنگى خون خشكيده را مىزدايد . ورم : ورم را نرم كند . مفاصل : داروى گسستگى در ماهيچه است . چشم : جلاى ديده است . سينه : بوسيلهء قيف دودش را بركشند داروى سرفه است و اگر با سقز خام باشد چه بهتر . اندامان غذا : با عسل و تخم كرفس علاج ورم كبد و معده است و مانع شكم گنده شدن است . اندامان راننده : با تخم كرفس به نفع گرده است و علاج چكميزك است . تناول آبپزش يا در آن نشستن درد زهدان را دوا كند . با عسل و تخم كرفس بخورند ورم زهدان را فرونشاند . قنطوريون ( گل گندم ) : ديسقوريدوس گويد : كسانى گويند ( دارى ) رومى است . در عربى اين گياه را